سوالات متداول

کلیاتی در مورد سازه هاي فضاکار
سازه هاي فضاکار گروهي از سازه ها هستند كه داراي رفتار مسلط سه بعدي بوده ، معمولا در خور توليد صنعتي انبوه بوده و در اين حالت قيود فني و اقتصادي را با تلفيق مناسبي از مفاهيم سازه اي ، اصول ايمني و ديدگاه هاي زيبايي شناختي ارضا مي نمايند.
متداول ترين كاربري هاي سازه فضا كار  در ساخت پوشانه هاي بناهايي است كه داراي دهانه آزاد نسبتا بزرگ  باشند . مانند : استاديوم هاي ورزشي ، تالار اجتماعات ، نمايشگاه ها ، آشيانه هواپيما ، سالن صنعتي ( كاحانه هاي فولاد سازي ، ريخته گري ، ماشين سازي ، خودرو سازي ، كشتي سازي ، هواپيما سازي ) ، انبار هاي وسيع ، پايانه ها ي ترابري ، اسكله ها و فرودگاه ها .
لفظ سازه هاي فضاکار كه در مقابل سيستم هاي رايج تير و ستون ، تاب ها و خرپاهاي مسطح مفهوم ميابد به نوعي از سازه ها اطلاق مي گردد كه مانند سيستم هاي نام برده داراي جهت و اجزاي اصلي و فرعي نبوده بلكه بطور مستقيم در توزيع بار سهيم اند .
سازه هاي فضاکار شامل تيپ و قاب بندي هاي اسكلتي مي باشد كه در آن بطور كلي تعداد بسياري از قطعات پيش ساخته و مُدولار با اندازه و شكل غالبا استاندارد ، سازه سه بعدي سبك ولي خيلي محكمي را تشكيل مي دهند .
كسب مقبوليت سريع سازهاي فضايي علاوه بر جذابيت و علاوه بر ذخيره مقاومت بيشتر نسبت به سازه هاي سنتي به عوامل اقتصادي در ساخت آنها نيز بستگي دارد .
روش هاي اجرايي نوين و مصالح جديد و توسعه هاي فني و تكنولوژيكي طي دو دهه هاي اخير اثر بسيار موثري روي معماري مدرن داشته است . يكي از تغييرات قابل رويت تمايل قابل توجه به استفاده از سازه هاي فضاکار مي باشد . اين تمايل و روي آوري به علت ارجحيت  بيشتر سازه هاي فضاکار از نظر معماري مي باشد . اين بدون شك تنها به علت عكس العمل از مقابل سيستم هاي "تير و ستون" دهه هاي گذشته نيست بلكه همچنين به علت تشخيص مزاياي سازه هاي فضاکار مي باشد. مهندسان سازه از سال ها پيش تشخيص داده اند كه سازه هاي فضاکار مصالح كمتري را نسبت به سيستم هاي خطي سنتي دارند و چنانچه خوب طرح گردند ، سازه هاي فضاکار پيش ساخته مي توانند از نظر قيمت بسيار اقتصادي باشد .سازه هاي فضاکار به علت پخش نيروها در جهات مختلف از استحكام بالا توام با سبكي برخورداراست. به نحوي كه وزن آنها تا 35% از سازه هاي متداول كمتر بوده و به علت استفاده حد اكثر از سيستم پيش ساخته از سرعت ساخت و نصب يبشتري برخوردار است .
در سازه هاي فضاکار  شبكه اي ،‌ اعضا بطور عمده تحت فشار و يا كشش مي باشد ، فاصله مناسب گره ها  امكان مي دهد كه در اعضاي فشاري ازظرفيت مقطع استقاده بيستري شود و استفاده از لوله به علت رفتار قرينه آن در همه جهات باز موجب استفاده بيشتر از ظرفیت مقطع بوده  و به علت داشتن حداقل سطح خارجي ، خوردگي نيز به حداقل ميرسد .
شكل منظم با گسترش فضايي باز بدون ستون مترادف است كه اين امر راندمان  فضا رابسيار بالا مي برد  (تا 35%)  و اين گسترش در هر دو بعد براحتي ميسر است .
شكل منظم سازه هاي فضاکار  نمايي زيبا عرضه مي دارد كه به لحاظ معماري با ارزش مي باشد و از اين روست كه بسياري از معماران در سالن ها و مراكز اجتماعات از سقف كاذب استفاده نكرده و خود سازه را به نمايش مي گذارند .
سازه هاي فضاکار تكيه گاه لازم را براي شبكه ها ي ارتباطي و تاسيساتي و در صورت نياز سقف كاذب تامين كرده از اين راه موجب صرفه جويي در هزينه كلي ساختمان مي باشد و همچنين امكان دارد از گره هاي سازه فضاکار جرثقيل آويزان كرد .( به طور عمده در آشيانه ها)
سازه هاي فضاکار به علت يكپارچگي در مقابل نيروهاي افقي ، بار آني ،اتفاقاتي از جمله انفجار و حملات هوايي از نوع ديگر سازه ها بسيار مقاوم تر مي باشد.
شبكه بافته شده در سطح زمين را معمولا به وسيله جك هاي هيدروليكي خاص با استفاده از پايه هاي موقت با ستون هاي خود سازه مي توان بالا برد و نصب كرد . در بسياري از موارد تاسيسات  ساختماني در سطح زمين به شبكه متصل شده و پس از آن شبكه بالا برده مي شود. بدبن ترتيب انجام دقيق تر كار در سطح زمين ممكن شده و انجام كنترل هاي لازم نيز به آساني ميسر مي باشد .
فضايي بين دو لايه شبكه ، ارتفاع كافي و انعطاف فوق العاده زيادي را براي نصب ، تعمير، تعويض و نگهداري كليه تاسيسات از قبيل لوله هاي آب ، گاز، تهويه ، خطوط برق ، تلفن را فراهم مي سازد ،‌اين امر بخصوص در ساختمان هاي صنعتي اهميت ويژه دارد. براي پوشش شبكه ها بنا به خصوصيات طرح ، ميتوان از ورقه هاي موج دار ذوزنقه اي ، پانل ساندويچي ، شيشه ، پلاستيك ، پوشش هاي غشايي  و يا تركيبي از اينها براحتي استفاده كرد .

تعریف سازه های فضاکار (فایل PDF)


مباني طراحي مجموعه سازه فضاكار

در مرحله طراحی مجموعۀ سازۀ فضاکار، در مورد کلیات فرم سازه، سیستم سازه ای و تکیه گاهی (شامل پی ، پایه ها، دستگاه های تکیه گاهی) با رعایت اصول ایمنی، عملکردی، زیباشناختی و دیدگاه های اقتصاد مهندسی و با توجه به کنش های مؤثر بر سازه فضاکارو اهداف کاربری و عمر مفید اتخاذ تصمیم می گردد. به این منظور لازم است انواع گزینه های ذیربط از نظر فرم هندسی، نوع مصالح،سیستم سازه ای، ملزومات عملکردی، شیوه ساخت، بافت و نصب، هزینه های اولیۀ احداث، هزینه های نگهداری در دورۀ بهره برداری،کیفیت بهره برداری، سهولت یا صعوبت نگهداری و دیگر موارد ، مورد بررسی فنی و اقتصادی قرار گرفته و گزینه یا تعداد معدودی گزینه برتر اختیار گردد. فرم معماری آنگاه که در خدمت محتوای سازه ای آن قرار گیرد، به ارضای ملزومات مذکور در فوق انجامیده، به طرح توفیق آمیزی بدل می گردد. بنابراین همکاری نزدیک گروه های کاری معماری و مهندسی (سازه، ژئوتکنیک، تأسیسات، محیط زیست) از ابتدای طراحی مجموعۀ یک سازۀ فضاکار، از مرحله بررسی های امکان سنجی و توجیهی تا مراحل طراحی مجموعه سازه فضاکار مورد نیاز خواهد بود. به عبارت دیگر فرم سازه فضاکار اغلب فرم ظاهری پروژه را نیز معرفی می نماید.
به منظور توفیق در طراحی مجموعه سازه فضاکار، لازم است گروه طراحی با امکانات قابل حصول از نظر تجهیزات ساختمانی،تکنولوژی ساخت، شیوه ها و قابلیت های تولید صنعتی کارخانه ای و شیوه های عملیات اجرایی کارگاهی و اصول مدیریت ساخت آشنایی کامل داشته و طراحی را منطبق با شیوه ساخت و با در نظرگرفتن و تأمین شرایط پایداری زیرمجموعه ها در طول فرایند بافت و نصب به انجام رساند.
به طور معمول طراح سازۀ فضاکار باید در این مرحله در مورد نوع و سیستم اعضا و پیونده ها و اتصالات و واحدهای نمونه اتخاذ تصمیم نماید و طراحی را منطبق با امکانات قابل حصول به نتیجه رساند. در این مرحله از طراحی باید از کفایت مطالعات در مورد تمامی جنبه های فنی و اقتصادی طرح به منظور امکان برگزیدن تعداد محدودی گزینه ذیربط برای مطالعات مرحله اول تا انتخاب گزینه برتر و مطالعات بعدی در زمینۀ طراحی تفصیلی گزینه برتر اطمینان حاصل گردد. به عبارت دیگر لازم است تصمیمات اساسی در مورد آنچه در مطالعات طراحی تفصیلی مورد نیاز است، شامل جزییات فرم، هم بندی و شبکه بندی، مدل سازی، تحلیل، طراحی اعضا، پیونده ها، اجزا و جزییات اجرایی و تدوین مشخصات فنی طرح و ساخت اتخاذ گردد.
تمامی سازه ها و به ویژه سازه های فضاکار عظیم باید از دیدگاه زیباشناختی و تأثیرگذاری بر محیط مصنوع و طبیعی پیرامون ساختگاه مورد بررسی قرار گیرند و برای دست یابی به فرم فضایی بدیع کوشش به عمل آید.
علاوه بر مباحث مذکور در فوق، لازم است جنبه های تأسیساتی، مکانیکی و الکتریکی (تبادل حرارتی، تهویه، نورپردازی)، خواص آکوستیک مجموعه، سیستمهای حفاظتی در مقابل آتش سوزی (هشدار، اطفا و حفاظت)، اجزای گرم کننده پوشانه ها برای ممانعت از انباشت برف و شیوه های دسترسی به اعضا و اجزای سازه فضاکار و تمهیدات تأسیساتی در مراحل بهره برداری و نگهداری و غیره از دیدگاه های فنی و اقتصادی به دقت مورد مطالعه قرار داده شده و در مورد آنها گزینه های مرتبط مورد توجه قرار داده شوند. همچنین در مرحله طراحی مجموعه لازم است در مورد نوع نماها و روسازی درونی، پوشانه های بام، دیواره ها، کف های سازه و پوشانه های درونی و بیرونی و سقف ها وکف های کاذب بررسی و اتخاذ تصمیم گردد.
طراحی سازه فضاکار را می توان به قصد کاهش مسایل و مشکلات و هزینه های مربوط به دورۀ بهره برداری و نگهداری ساماندهی نمود.

مفاهیم طراحی مجموعۀ سازۀ فضاکار
در طراحی مجموعۀ سازه های فضاکار شبکه ای موارد زیر را می توان به عنوان راهنما مدنظر قرار داد:
بر طراحی مجموعه سازه فضاکار به صورت مجموعه ای از مدول ها یا واحدهای تکرارشونده و حتی المقدور ساده و در خور پیش سازی و تولید انبوه، در ابعاد و اشکال استاندارد شده، مزایای متعددی از نظر سهولت ساخت، نصب، سرعت اجرا و کاهش هزینه ها مترتب است. اگرچه گاه طراح به دلایل قابل دفاعی ممکن است از سیستم های ساخت درجا بهره گیری نماید.
با توجه به آنکه عملکرد سه بعدی فضاکار این سازه ها منجر به ایجاد قابلیت باربری در تمامی جهات و کاهش وزن مرده سازه در مقایسه با سیستم های سنتی می گردند، سازه های فضاکار به طور معمول نسبتاً سبک و در عین حال دارای صلبیت قابل ملاحظه ای می باشند. علاوه برآن، با توجه به درجه نامعینی قابل ملاحظه، اغلب سازه های فضاکار شبکه ای، در اغلب موارد به علت وجود مسیرهای ثانویه انتقال بارها، مقاومت مطلوبی در مقابل گسیختگی زنجیره وار پیش رونده از خود نشان می دهند.
به ویژه در مورد سازه های فضاکار ابنیه ای که در آنها عملکرد معماری ایجاب می نماید که دهانه های آزاد و نسبتاً بزرگ در دو امتداد متعامد در پلان تأمین گردد، سازه های سنتی متشکل از تیرها و خرپاهای یک جهته در این چنین کاربردهایی سازه های نامطلوبی از جنبه هاي فنی و اقتصادی محسوب می گردند و از دیدگاه پایداری و رفتار سازه ای از یک سو و به لحاظ سنگینی وزن مرده، با به کارگیری چنین سازه هایی، نیات عملکردی، ایمنی و اقتصادی، به نحو مطلوبی برآورده نخواهد شد. در این حالت بهره گیری از سازه های فضاکار با فرم مناسب به منظور افزایش صلبیت، افزایش پایداری و ایمنی، ارتقای قابلیت اعتماد، سبک سازی وزن مرده و در نتیجه قابلیت افزایش دهانه های آزاد و در عین حال، صرفه جویی در مصالح و در نتیجه تخریب کمتر محیط زیست، در واقع از ضرورت های بنیادین تلقی می گردند.
سازه های فضاکار امکان عمده ای به مهندسان و معماران برای تلفیق اصول زیباشناسی و ابداعات بدیع با تضمین عملکرد مورد نظر به دست می دهند. در این حالت، فلسفه حاکم بر فرایند طراحی مبتنی بر فرم شناسی سازه ای و به مفهوم به کارگرفتن فرم معماری در خدمت محتوای سازه ای با توجه به این واقعیت است که سازه و معماری مفاهیم تفکیک پذیری نخواهند بود.

شبکه بندی ساختاری
شبکه بندی یا استخوان بندی ساختاری سازه فضاکار به طور معمول از دو طریق تشکیل میشود:
شبکه های متشکل از اعضا و گره ها،
شبکه های متشکل از واحدهای شاخص، که خود شامل اعضا و اجزای کوچک تر می باشند.
شبکه های تک لایه
در سیستم های متشکل از اعضا در شبکه های تک لایه، اعضا در راستاهای مورد نظر در فضا قرار گرفته و فرم رویه سازه را ایجاد می نمایند. در شبکه های صفحه ای تک لایه، اعضا در دو یا سه راه قرار گرفته و رفتار عمدتاً خمشی  برشی  پیچشی از خود بروز میدهند.
شبکه های دو یا چندلایه
در حالت های کلی متداول، سیستم های واحدی تشکیل دهندۀ شبکه های فضاکار دو یا سه لایه می باشند که در آنها لایه های فوقانی، تحتانی و میانی توسط اعضای جان به یکدیگر متصل می گردند. در این حالات به طور معمول ویژگی های واحدهای بنیادین بر مشخصه های سازه مانند سختی، مقاومت، شکل پذیری و سایر ویژگی های آن تأثیر عمده خواهند داشت.
در مورد شبکه های تخت دولایه در پوشانه های ساختمان ها، امکانات پیشروی طراح سازه فضاکار با توجه به وضعیت و موقعیت و نوع پایه ها در اغلب موارد متنوع خواهد بود. گاه از شبکه های عمدتاً هم سیستم با جابه جایی در پلان به عنوان شبکه های فوقانی و تحتانی بهره گیری می شود و گاه شبکه های فوقانی و تحتانی در الگویی کاملاً متفاوت طراحی می شوند، به نحویکه با اتصال آنها با اعضای جانِ متصل کننده شبکه های مزبور، واحدهای منظم و تکرارشونده ایجاد می گردند.
در طراحی پیونده ها در هر دو نوع شبکه مذکور در فوق، به طور معمول باید در مورد میزان سختی (یا انعطاف پذیری) پیونده ها اتخاذ تصمیم نمود و متناسباً محاسبات فنی و طراحی پیونده را انجام داد. طراحی پیونده ها باید به منظور سهولت ساخت و نصب، محدودیت امکان بروز برون محوری و تأمین رواداری های اجرایی لازم صورت گیرد. همچنین طراح باید به قصد سهولت نگهداری، پیونده ها و اتصالات را طراحی نماید. پیونده ها و اتصالات در واقع منطق سیستم سازه فضاکار را معرفی می نمایند.
در مورد پیونده ها قابلیت پذیرش تعداد قابل ملاحظه ای عضو در زوایای فضایی گوناگون امتیازی عمومی تلقی می شود. همچنین ابعاد پیونده ها، ادوات اتصال و اعضا باید متناسب با زوایای فضایی و ابعاد اعضا انتخاب شوند.
به طور معمول پیونده های کروی (گوی سان) یا چندوجهی چنین نیازهایی را پاسخ می گویند. در اغلب موارد 3 نوع پیونده گوی سان به طور متداول به کار گرفته شده اند: (الف)   پیونده های کروی یا چند وجهی توپر با سوراخ های حدیده شده برای پذیرش پیچ های اتصال عضو به پیونده. (ب)   پیونده های کروی توخالی با سوراخ های حدیده شده. (ج)   پیونده های کروی تو خالی با سوراخ های حدیده نشده با ناحیه ای باز برای ایجاد امکان عبور پیچ اتصال.
چلیک ها و گنبدها
در مورد چلیک ها و گنبدهای فضاکار، اگرچه بهره گیری از سیستم ضلع و گرهی (پیونده ای) یا واحدی پیش ساخته متداول است، ولی باید توجه داشت که در اینجا تنوع در ابعاد اعضا می تواند قابل ملاحظه باشد. در ارتباط با شبکه بندی گنبدهای شبکه ای مهاربندی شده، در بسیاری از موارد با رعایت جنبه های عملی و اجرایی، بهره گیری از نزدیک ترین چندوجهی محاطی یا محیطیِ سطح مورد نظر، حایز اهمیت است.
در این حالات اغلب فرم شناسی سازه ای، فرم یابی و فرم سازی بخشی از فرایند بهینه یابی در روند طراحی سازه های فضاکار به شمار می روند. در مواردی که سازۀ فضاکار شبکه ای تخت دولایه به عنوان سازۀ کف طبقات ساختمان های چند طبقه با دهانه های متنوع به کار گرفته می شود یا سازۀ شبکه ای فضاکار به عنوان پایه های برج گونه یا دیواره ای فضاکار برای تکیه گاه سازه های فضاکار به کار برده م یشوند، به طور معمول انتخاب موقعیت و فرم و ابعاد هندسی شبکه فضاکار پایه باید به نحوی در هماهنگی با شبکه فضاکار سقف باشد تا موقعیت گره های مشترک همساز گردند.
در مورد بسیاری از گنبدها و چلیک ها در صورت وجود فضای کافی می توان قوس چلیک و همچنین گنبد فضاکار را به طور مستقیم و بدون واسطه پایه یا دیواره بر شالوده استوار ساخت.

شبكه های دو لایه
‏یک شبکه دولایه، شامل دو لایه موازی از اعضایی است که به وسیله اعضای قطری (جانی) به یکدیگر وصل شده اند. گونه های مختلف شبکه های دولایه که عمدتاً بکار گرفته می شوند، در تصویر3 ‏آمده اند. دراین شکل ها، اعضا لایه بالا با خطوط ضخیم واعضا لایه پایینی به مانند اعضای قطری با خطوط باریک نشان داده شده است. شبکه دولایه  a3‏، شامل یک لایه دو طرفه فوقانی و یک لایه دوطرفه تحتانی است. شبکه b3، هردولایه، الگویی مورب دارند. همچنین تعداد بسیارزیادی شبکه دولایه وجود دارد که با الگویی دوطرفه برای یک لایه و الگویی مورب برای لایه دیگر ساخته می شود. درشکل c3، یک شبکه دولایه متفاوت نشان داده شده که در آن هردو لایه، مانند هم هستند وچنان قرار گرفته اند که تصاویر افقی آن ها منطبق بر هم است. همچنین در این حالت عناصر قطری در صفحات قائم قرار گرفته اند. نتیجه، شبکه ای دولایه است که شامل تعدادی از خرپاهای مسطح ومتقاطع می باشد. این نوع شبکه ها «شبکه خرپایی» نامیده می شوند. این نوع شبکه را می توان یک شبکه تخت درنظرگرفت که اعضای آن را خرپاها تشکیل می دهند.
اغلب، یک الگوی ابتدایی شبکه دولایه، مانند آنچه که در شبکه a3 ‏نشان داده شده، می تواند زیربنایی برای خلق«فرمهای کاهشی» متنوعی باشد که ازطریق حذف تعدادی از اعضا حاصل می شود. مثالی از این مورد درشکل d3 ‏آمده است. این شبکه ازشبکه a3، با حذف برخی ازگره های لایه پایینی و عناصر شبکه زیرین و عناصر قطری متصل به این گره ها به دست آمده است. فرایند مشابهی نیز جهت بدست آمدن شبکه کاهثسي e3 ‏از b3 صورت پذیرفته است. شبکه خرپایی مورب f3 ‏نیزاز طریق حذف خرپاهای جهت سوم، به جز خرپاهای مرزی به دست آمده است.
درطراحی و پيکربندی یک شبکه، بهترین الگوی مناسب برای کاربری خاص باید در نظر گرفته شود. سوالی که طبیعتاً پیش می آید این است که؛ چند اصل کلی یا راهنما برای طبقه بندی رفتار سازه ای شبکه های گوناگون، می توان یافت که در انتخاب شکل مناسب، برای هر حالت طراحی، به کارگر فته می شود؟ پاسخ این است که، هرالگوی شبکه درحقیقت مشخصه های خاص خود را دارد. به هر حال هیچ شبکه ای به ذاته خوب یا بد نيست و مناسب بودن هر شبکه برای یک حالت خاص باید با توجه به شکل و اندازه محدوده، موقعیت تکیه گاه ها، مشخصه های بارگذاری، مصالح و روش ساختی که به کار خواهد رفت تعیین شود. این نکات در مورد تمام
فرم های دیگر سازه فضاکار نیز صادق است.

بین رفتار سازه ای شبکه های تخت با شبکه های دولایه (چندلایه) یک اختلاف اساسی وجود دارد. درشبکه های تخت خمش حاکم است با عناصری که تحت لنگرهای خمشي، نیروهای برشی و پيچش قرار می گیرند. درمقایسه، نیروهای داخلی اصلی در اجزاء شبکه های دولایه (چند لایه) نیرو های محوری است. لنگرهای خمشي، نیروهای برشي و لنگر پيچشي در اجزاء و شبکه های دو لایه (چند لایه)؛ به نسبت های متفاوت حضور دارند که این نسبت ها به خصوصیات مقطع عرضی اعضاء و شیوه اتصال آن ها بستگی دارد. با این حال نیروهای غیر محوری در این موارد معمولاً در درجه دوم اهمیت می باشند.

شبکه های دوگانه:
‏انواع معینی از شبکه های دوگانه، گاهی درعمل به کار می روند.
1. شبکه های تخت اغلب از بتن آرمه ساخته می شوند، در حالی که یک د‏ال یکپارچه بر روی آن قرار می گیرد. همچنین يك شبکه تخت فلزی را می توان د‏ر ترکیب با يك دال بتن آرمه داشت.
2‏. نمونه های بسیاری از شبکه های دو یا چند لایه فولادي وجود دارد ‏که د‏ر آن ها لایه بالایی یا به وسیله يك دال بتن آرمه جایگزین شده ‏و یا د‏ر داخل د‏ال بتن آرمه قرار گرفته است.
3‏. همچنین نمونه ای ازشبکه های دو لایه یا (چند لایه) وجود ‏دارد ‏که همراه ‏با بخش های پاشامی هستند.

چليك ها:
چليك ها از طريق «قوسي كردن» شبكه ها در امتداد يك محور بدست مي آيد. نتيجه، يك فرم استوانه اي است كه ممكن است يك يا چند لايه از عناصر را در بر داشته باشد. در تصوير 4، برخي از اين پيكربندي ها به نمايش درآمده است. شكل a4 يك چليك تك لايه را نشان مي دهد كه از طريق خم كردن يك شبكه تخت قطري، به دست آمده است. چليك با الگوي مورب، اغلب با عنوان «چليك لاملا» شناسايي مي گردد. چليك شكل b4، شبيه به چليك a4 است با اين تفاوت كه يك الگوي سه طرفه دارد. چليك دولايه در شكل c4 نشان داده شده است كه هر دو لايه، داراي الگوي دوطرفه هستند. همچنين چليك شكل d4 داراي يك لايه بالايي و يك لايه پاييني مي باشد كه با عضوهاي قطري (جاني) به يكديگر مرتبط شده اند. به هر حال، در اين حالت از جابجايي اعضا، يك چليك خرپايي به دست آمده است. يعني آنكه، چليك هاي متشكل از خرپاهاي متقاطع قوسي است. شكل مقطع يك چليك ممكن است در يك امتداد محور طولي آن، همانند چليك هاي f4، e4 تغيير يابد. سطح چليك لاملا در شكل e4 بخش از يك هزلولي و در شكل f4 بخشي از سطح بيضوي است. g4 نمونه اي از يك چليك مركب است. يك چليك مركب شامل دو يا چند چليك است كه در امتداد لبه هاي خود به يكديگر متصل شده اند. تصوير g4، از اتصال 3 چليك مشابه تصوير b4، تشكيل شده است.
مقطع چليك تصوير 4 دايره اي است. با اين حال يك چليك ممكن است مقطع بيضوي يا هزلولي يا شكل هاي ديگر داشته باشد.



گنبدها:
گنبد، يك سيستم سازه اي است كه شامل يك يا چند لايه از عناصري است كه در همه جهت ها، قوسي شده اند. سطح گنبد ممكن است قسمتي از يك سطح واحد مثل كره يا سهموي يا چهل تكه از سطح هاي متفاوت باشد. برخي از گنبدهاي تك لايه كه كاربرد عمومي دارند در تصوير 5 نشان داده شده اند. گنبد شكل a5 يك «گنبد دنده اي» است. گنبد دنده اي شامل تعدادي دنده و حلقه متقاطع مي باشد.
يك دنده شامل گروهي از اعضا است كه بر روي يك خط نصف النهار قرار مي گیرند و یک حلقه، شامل گروهی دیگر از اعضاء است که تشکیل یک چند ضلعی افقی را می دهد. یک گنبد دنده ای به لحاظ سازه اي، درصورتی پایدار خواهد بود که در قالب اتصالات صلب طراحی گردد. درصورت زیاد شدن تعداد دنده ها، درنزدیکی تاج گنبد مشکل شلوغی زیادی اعضا پيش می آید. یکی از راه های برطرف کردن این مشکل بریدن قسمت بالایی برخی از این دنده ها است، این عمل هرس کردن نامیده می شود. نمونه ای از گنبد هرس شده ازشکل b5 ‏نمایش داده شده که در آن تا حلقه چهارم از بالای برخی از دنده ها قطع شده اند.
یک فرم اصلاح شده گنبد دنده ای، با مهاربندی چهارضلعی های این گنبد به دست می آید که در تصویر c5 ‏، به نمایش در آمده است. این نوع گنبد را به یاد مهندس آلمانی آن که درقرن نوزدهم گنبدهای بسیاری به این سبک طراحی کرده، «گنبد شودلر» نامیده اند. مثال دیگر آن شکل d5 ‏است که در آن نیز برخی عناصر تاج به منظورجلوگیری از شلوغی زیاد، هرس شده است. گنبد e5 ‏یک گنبد لاملا است که دارای یک الگوی مورب است و ممکن است یک یا چند حلقه را در برگیرد. در f5 ‏یک گنبد لاملای هرس شده، با مجموعه ای ازحلقه ها به نمایش درآمده است.
پيکربندی نشان داده شده درتصاویر h5، g5 دو نمونه از یک خانواده گنبدها است که تحت عنوان «گنبدهای دیامتیک» نامگذاری می شوند.گنبد شکل  g5  ‏یک نمونه اصلی از فرم دیاماتیک است که متشکل از بخش های مثلثی است. الگوی گنبد دیاماتیک شکل h5 ‏از یک نمونه متراکم تر شکل g5 ‏با حذف یک درمیان اعضا؛ شبیه آن چه درشکل c2 ‏اتفاق افتاده؛ می باشد. گنبدهای به نمایش درآمده در j5 ‏و i5، دو نمونه از خانواده «گنبدهای شبکه ای» ‏هستند که ازطریق تصویر یک الگوی شبکه ای مسطح برروی سطح گنبدی، بدست آمده اند. گنبد شکل i5 با تصویر نوع متراکم تر الگوی شکل a2 ‏روی یک سطح کروی به دست آمده است. گنبد
شبکه ای j5 به روشی مشابه با کاربرد نوع متراکم تر الگوی شکل b2 ، حاصل شده است. گنبدهای شبکه ای اغلب خفته تر هستند و نسبت خیز به دهانه آن ها، نسبت به انواع دیگر گنبدها، کوچکتر است. تاشه یک «دگنبد ژثودزیک» در شکل k5 نشان داده شده است. گنبدی از این نوع، با ایجاد الگوها بر روی چند وجهی ها و تصویر تاشه های به دست آمده برروی سطح قوسی، به دست می آید. گنبد شکل k5، ازایجاد الگوی مثلثی بر روی پنج وجه مجاور یک 20 ‏وجهی منتظم و تصویر نتیجه برروی کره هم مرکز با 20 ‏وجهی به دست آمده است. گنبد ژثودزیک شکل i5 ‏نيز به روش مشابه به دست آمده است و الگوی اولیه چنان انتخاب شده که گنبد حاصله، نمایی لانه زنبوری داشته باشد.
‏تاشه های نمایش داده شده درتصویر5، الگوهای اولیه گنبدها را به نمایش گذاشته است و این درحالی است که الگوهای بسیاری وجود دارد که ممکن است از ترکیب این الگوهای اولیه حاصل آید. همچنین تعداد بسیاری از الگوهای گنبدی دو یا چند لایه ازاین الگوهای اولیه به وجود می آیند.
‏گنبدهای خرپایی که از تقاطع خرپاهای قوسی به وجود می آید، از این قبیل می باشند. نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که باید در استفاده ازگنبدهای یک لایه احتیاط کرد؛ مگر آن که سیستم اتصال، صلبیت کافی در اتصالات را تأمین کند و این که اعضا باید به گونه ای طراحی شوند که علاوه بر تحمل بارهای محوری، دارای مقاومت خمشی و برشی نیز باشند. به عبارت دیگر سازه درمعرض کمانش با فروجهش دینامیکی قرارخواهد داشت. این هشدار در مورد چلیک های تک لایه نیز صادق است.



پوشانه ها (Cladding)



سازه هاي فضاكار شبكه اي رامي توان با يك يا تركيبي از انواع گوناگون پوشانه ها پوشاند.
پوشانه مناسب با توجه به نيازهاي معماري پروژه از قبيل هوابندي، آب بندي، دمابندي، درزگيري، سايه سازي، زيباشناسي، دوام و اقتصاد آن انتخاب مي گردد. توقعات از پوشانه نسبت به محل كاربرد آن متفاوت است. هنگامي كه پوشانه در بام ها   به كار مي رود آب بندي عمده ترين نقش آن خواهد بود، هنگامي كه در كف ها به كار مي رود باربري آن مطرح است، در حالي كه براي پوشش بدنه ها، زيبايي پوشانه مهم تر است.
انواع پوشانه ها را مي توان به شرح زير طبقه بندي كرد:
1- پوشانه هاي فلزي
2- پوشانه هاي شفاف
3- پوشانه هاي پاشامي
4- پوشانه هاي سياه (قيري)
5- پوشانه كف
پوشانه هاي فلزي
پوشانه هاي فلزي در سه دهه گذشته هم در ديوارها و هم در بام ها از پر كاربردترين نوع پوشانه ها بوده اند. مهم ترين نوع فلزها فولاد و آلومينيوم هستند. فولاد از نظر اقتصادي داراي مزيت بوده و با توجه به انبساط حرارتي كمتر، داراي برتري-هاي اجرايي است. اين امر به ميزان مقاومت اندود و حفاظت در برابر خوردگي بستگي دارد، در نتيجه در موارد حساس به لحاظ خوردگي استفاده از آلومينيوم برتري مي يابد. اندودهاي حفاظتي روي فلزات چه به لحاظ مصالح و چه به لحاظ فن-آوري اجرا پيشرفت هاي بسياري كرده است و اجراي اندود نهايي از جنس PVDF و مشابه، تميز نگه داشتن نما را بسيار آسانتر كرده است.
پوشانه هاي فلزي مي تواند شكل هاي متفاوت سختي داشته باشند. آن چه عموماً به كار مي رود، به ترتيب زير است:
1- تك لايه ذوزنقه اي
2- دولايه ذوزنقه اي




پوشانه هاي شفاف
استفاده روزافزون از پوشانه هاي شفاف به دلايل زير مي باشد:
1.كاهش بار انرژي با استفاده از نور طبيعي در برابر نور الكتريكي.
2.استفاده از گرماي خورشيدي و كاهش بار انرژي گرمايشي.
3.تنوع بيشتر مصالح شفاف موجود، براي بهينه سازي استفاده از آفتاب.
4.پيدايش سيستم هاي سازه اي جديد به عنوان نگه دارنده پوشانه هاي شفاف در بام و ديوار.
5.استفاده بيشتر از منظر، با ديواره هاي شيب دار يا قائم شفاف.
ايجاد تعادل بين توان نورگيري طبيعي روز و تبادل حرارتي فضاي داخل و خارج كه با معيار افزايش يا كاهش انرژي گرمايشي يا سرمايشي لازم سنجيده مي شود، عامل مهمي در استفاده از پوشانه هاي شفاف مي باشد. در اين مورد بايد به نقش آرام بخش نور طبيعي نيز بها داده شود.
پوشانه هاي شفاف را مي توان به شرح زير طبقه بندي كرد:
1- شيشه     2- پلي كربنات     3- آكريليك
پوشانه هاي پاشامي
با پيشرفت در توليد بافته هاي مرغوب با مقاومت بالا در چند دهه اخير پيشرفت قابل توجهي در كاربرد آنها به عنوان مصالح ساختماني پيش آمده است و به اين ترتيب سازه هاي سنتي چادري تجديد حيات يافته و فن آوري سازه هاي پاشامي كه خود نوعي از سازه هاي فضاكار است ايجاد شده است. يكي از كار بردهاي سازه هاي پاشامي پوشاندن سازه هاي فضاكار شبكه اي است. با توجه به شفافيت مناسب اين نوع پوشانه ها، هنگامي كه سازه فضاكار سالن با دهانه بزرگي با آنها پوشانده مي شود، در داخل فضاي پوشيده شده، نور روز به نمايش گذاشته شده و در شب نيز نورپردازي داخل بنا در بيرون ساختمان تجلي گر بوده و زيبايي بخش محيط مي باشد. پوشانه هاي پاشامي را مي توان به صورت تك لايه يا چندلايه به كار برد، كه در حالت اخير عايق حرارتي لازم را نيز مي توان تأمين كرد. نوع چندلايه مي تواند بادشده، انتخاب گردد و پانل-هاي بادشده چشمه هاي سازه فضاكار را بپوشاند.
با توجه به قابليت انعطاف پذيري اين نوع پوشانه ها، مي توان آن را به آساني در سازه هاي فضاكار بازشو به كار گرفت و  همچنين مي توان به نحو مناسبي طراحي و از سازه هاي فضاكار آويزان كرد كه امكان جمع كردن و باز كردن سريع آن با توجه به تغييرات آب و هوا در فصول و حتي در ساعت هاي مختلف، تأمين گردد.



پارچه هاي مورد كاربرد در سازه هاي پاشامي را مي توان در دو طبقه عمده دسته بندي كرد:
1.بافته شده با الياف تار شيشه و اندود تفلن
2.بافته هاي پلي استر و اندود PVC و روكش PVDF
مقاومت و دوام نوع اول بيشتر بوده ولي نوع دوم داراي قابليت انعطاف بيشتر است، از اين روي پوشانه به عنوان پوشانه  سازه هاي فضاكار شبكه اي، مناسب تر مي باشد.
اين نوع پوشانه ها، با تنوع رنگ و تنوع مقاومت، امكان انتخاب مناسب را براي كاربردهاي گوناگون ميسر مي سازد.
پوشانه ها را مي توان به يكي از روش هاي زير به سازه فضاكار شبكه اي، متصل كرد:
1. به صورت سطح باربر كه بار وارده را مستقيماً به گره ها منتقل مي كنند.
2.به صورت نوارهاي باربر كه بار وارده را به وسيله اعضاي خمشي ثانويي به گره ها منتقل مي كنند.
3.به صورت سطح باربر كه بار وارده را به اضلاع شبكه منتقل مي كنند.
4.به صورت نوارهاي باربر كه بار وارده را به اضلاع شبكه منتقل مي كنند.
در شبكه هاي با چشمه هاي بزرگ، ممكن است يك شبكه ثانويه براي نگه داشتن پوشانه لازم مي باشد.





پوشانه هاي سياه
شايد بتوان گفت كه پوشانه هاي سياه، يعني استفاده قير در آب بندي سقف ها، از ديرباز رايج ترين نوع پوشانه ها بوده است. امروزه نيز اغلب ساختمان هاي معمولي با اين نوع پوشانه ها آب بندي مي شوند. از اين نوع پوشانه در دهانه بزرگ به ويژه هنگامي كه شيب كم مي باشد با جزئيات به شرح زير يا نزديك به آن استفاده مي شود.
1.يك لايه شن نخودي
2.پوشانه سياه (ايزوگام)
3.تخته سه لا
4.پشم سنگ
5.ورق فولادي ذوزنقه اي
6.صفحات آكوستيك
به عنوان مثال سالن 12 هزار نفري و استخر مجموعه آزادي، سالن هاي بزرگ نمايشگاه بين المللي تهران، با مساحت بيش از 20 هزار مترمربع و ... را مي توان نام برد.



پوشانه كف
هنگامي كه سازه هاي فضاكار در طبقات به كار گرفته مي شود و خود شبكه، بار را به تكيه گاه منتقل مي كند، براي پوشاندن چشمه هاي شبكه و ايجاد كف مناسب براي بهره برداري، از مصالح ديگري استفاده مي شود كه پوشانه كف ها مي ناميم.
اين پوشانه ها مي توانند از نوع پانل هاي پيش ساخته بتن آرمه، صفحات ورقه هاي فولاد با فرم ذوزنقه، چوب (لمبه كوبي) و مانند اين ها باشند.
مثال استفاده از پانل هاي پيش ساخته بتن آرمه در كف ها، كف رستوران ترمينال 2 فرودگاه مهرآباد، كف سوپرماركت شهروند بيهقي و كف جايگاه تماشاگران ورزشگاه ها و ... مي باشد.